:نام کاربری یا ایمیل

:رمز عبور

مرا به خاطر بسپار

فراموشی رمزعبور / عضویت

عضو شبکه اجتماعی خادمین شهدا هستید ؟

شبکه اجتماعی خادمین شهدا یک میکروبلاگ متمایز اجتماعی‌ست، با سرعتی بالا در توسعه ! هر کاربر قادر به فرستادن یک پست با طول 2000 کاراکتر و یک نظر به طول 2000 کاراکتر می‌باشد که امکان پیوست فیلم ، تصویر ، فایل و لینک در آن فراهم شده است. کاربران قادر به دنبال کردن یکدیگر هستند تا افکار، نظرات و ارسالهای مورد علاقه‌ی خویش را با سایرین به اشتراک بگذارند و یا به فعالیت در گروه‌ها بپردازند. شبکه اجتماعی خادمین شهدا این امکان را به کاربران می‌دهد که توسط هر وسیله‌ی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه از بروزرسانی‌ها مطلع شده و اقدام به بروزرسانی صفحه‌ی شخصی خود نمایند .

قـــوانین و مقرارت

عضویت در شبکه اجتماعی خادمین شهدابه معنای تایید قوانین بوده و گام برداشتن بر اساس قوانین باعث پایداری بیشتر سایت و ارائه خدمات بهتر خواهد بود.

 

» ارسالها صرفا”بیانگر نظر و عقیده نویسنده‌ی آن بوده و بیانگر نظر و عقیده مسئولان سایت و یا تفکر حاکم بر این سایت نمی‌باشد.
» کاربران موظفند طبق قوانین شبکه اجتماعی خادمین شهداو قوانین مربوط به جرائم رایانه ای فعالیت نموده و مدیران را از هرگونه ارسال خلاف قوانین مطلع سازند.
» کاربران موظف به انتخاب نام کاربری مناسب و نگه‌داری از رمز عبور خویش هستند.
» از شرایط استفاده از شبکه اجتماعی خادمین شهدادارا بودن شرایط سنی بالاتر از 18 سال می‌باشد.
» هرگونه امور تبلیغاتی در فضای سایت ممنوع بوده و جهت امور تبلیغاتی باید با مدیریت سایت هماهنگی شود.
» هرگونه سوء استفاده از اطلاعات کاربران، عکسها، مشخصات آنها ممنوع میباشد.
» هرگونه “نشر و درج مطالب و تصاویر ِخلاف شرع”ممنوع بوده و با متخلف برخورد قانونی خواهد شد.
» از ارسال جوک و مطالب طنز در مورد قومیت ها جدا خودداری کنید.
» تحریک کاربران،تبلیغ ودعوت به شیطان پرستی، فحشا،اعتیاد،خودکشی،سوءاستفاده‌ی جنسی،شرکت درتظاهرات وتجمع‌های غیرقانونی ممنوع میباشد.
» نشر مطالب غلط، بکار بردن کلمات رکیک ، دروغ و بی احترامی به کاربران، دین‌، عقاید و اعتقادات،اشخاص، ارگان‌ها، سازمانها ومسئولین خلاف قوانین می‌باشد.
» ارائه ارسالهای منتشر شده در سایتهای مسدود شده مجاز نمی‌باشد.
» هرگونه ارسال و انتشار کدهای مخرب، ویروس، فیلتـر شکـن، وی پی ان و پروکـسی از طریق شبکه اجتماعی خادمین شهداممنوع می‌باشد.

توضیحات کامل ...

گروه های محبوب
کاربران محبوب
صادق رجبی
صادق رجبی
کانون هواداران حامدزمانی [لینک]
صادق رجبی
صادق رجبی
لینک کانون هواداران حامد زمانی [لینک]
دیدگاه · 1394/01/28 - 10:30 ·
زینب
زینب
الو کسی این جا نیست؟
دیدگاه · 1394/01/27 - 18:20 ·
زینب
زینب
سلام
دیدگاه · 1394/01/27 - 15:36 ·
زینب
زینب
شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند
ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم
غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
دیدگاه · 1394/01/27 - 15:35 ·
صادق رجبی
صادق رجبی
در محضر عشق امتحان می دادی

گویی که به خاک آسمان می دادی




ای شهره آسمان هفتم چه غریب

آن شب به دل شلمچه جان می دادی
دیدگاه · 1394/01/25 - 17:35 در لبیک یا خامنه ای · 1 امتیاز + / 0 امتیاز -
صادق رجبی
صادق رجبی
دلم خواهد دوباره پربگيرم/حديث عشق را ازسر بگيرم




دلم خواهد ميان آتـــش دل/وضــــوئي با دوچشم تر بگيرم




دعائي دارم اي يـاران عاشق/ الــــهــي كربـــلا آذر بگيرم




دلم خـواهـد كنار چاه كوفه/دوبـــاره ذكر يـا حـــيـــدر بگيرم




شــود آيا شب قدري دوباره/كــــه قـــرآن كــــربلا برسر بگيرم




دلم خواهد شب جمعه كميلي/نــشسته بين دو دلبر بگيرم




شبي پايين شش گوشه الهي/شود ذكر علي اكبر بگيرم




الهي كــربـــــلايم را دوباره/زدست ســاقــي لشگر بگيرم




كــنم اينـــقدر ناله تا كه آخر/جــــــواز كربلا زين در بگيرم
صادق رجبی
صادق رجبی
با انکه جسمی ضعیف و لاغر داشت،در پادگان دو کوهه آن هم در گرمای تابستان روزه می گرفت

.بعد از ظهر ها پاهای خود را در ظرفی پر از آب یخ قرار می داد

تا شاید اندکی از تشنگی و شدت گرما کاسته شود.

هیچ گاه به دنبال گرفتن مسئولیت نبود و دیر می پذیرفت

و هنگامی که می پذیرفت از جانش مایه می گذاشت.

همیشه از افراد حاضر در میدان بود.در گرمای تیر ماه و در ظهر عملیات کربلای یک،

او را در تپه های قلعه ویزان دیدم که با تنی خاک آلود ،

در حالی که عرق از سر و رویش جاری بود غوغای دیدنی بر پا کرده بود ...
صادق رجبی
صادق رجبی
بسم رب الشهید




با انکه جسمی ضعیف و لاغر داشت،در پادگان دو کوهه آن هم در گرمای تابستان روزه می گرفت

.بعد از ظهر ها پاهای خود را در ظرفی پر از آب یخ قرار می داد

تا شاید اندکی از تشنگی و شدت گرما کاسته شود.

هیچ گاه به دنبال گرفتن مسئولیت نبود و دیر می پذیرفت

و هنگامی که می پذیرفت از جانش مایه می گذاشت.

همیشه از افراد حاضر در میدان بود.در گرمای تیر ماه و در ظهر عملیات کربلای یک،

او را در تپه های قلعه ویزان دیدم که با تنی خاک آلود ،

در حالی که عرق از سر و رویش جاری بود غوغای دیدنی بر پا کرده بود ...
صادق رجبی
صادق رجبی
بسم رب الشهید




با انکه جسمی ضعیف و لاغر داشت،در پادگان دو کوهه آن هم در گرمای تابستان روزه می گرفت

.بعد از ظهر ها پاهای خود را در ظرفی پر از آب یخ قرار می داد

تا شاید اندکی از تشنگی و شدت گرما کاسته شود.

هیچ گاه به دنبال گرفتن مسئولیت نبود و دیر می پذیرفت

و هنگامی که می پذیرفت از جانش مایه می گذاشت.

همیشه از افراد حاضر در میدان بود.در گرمای تیر ماه و در ظهر عملیات کربلای یک،

او را در تپه های قلعه ویزان دیدم که با تنی خاک آلود ،

در حالی که عرق از سر و رویش جاری بود غوغای دیدنی بر پا کرده بود ...
صادق رجبی
صادق رجبی
بسم رب الشهید




با انکه جسمی ضعیف و لاغر داشت،در پادگان دو کوهه آن هم در گرمای تابستان روزه می گرفت

.بعد از ظهر ها پاهای خود را در ظرفی پر از آب یخ قرار می داد

تا شاید اندکی از تشنگی و شدت گرما کاسته شود.

هیچ گاه به دنبال گرفتن مسئولیت نبود و دیر می پذیرفت

و هنگامی که می پذیرفت از جانش مایه می گذاشت.

همیشه از افراد حاضر در میدان بود.در گرمای تیر ماه و در ظهر عملیات کربلای یک،

او را در تپه های قلعه ویزان دیدم که با تنی خاک آلود ،

در حالی که عرق از سر و رویش جاری بود غوغای دیدنی بر پا کرده بود ...
دیدگاه · 1394/01/25 - 17:16 ·
صادق رجبی
صادق رجبی
بسم رب الشهید




با انکه جسمی ضعیف و لاغر داشت،در پادگان دو کوهه آن هم در گرمای تابستان روزه می گرفت

.بعد از ظهر ها پاهای خود را در ظرفی پر از آب یخ قرار می داد

تا شاید اندکی از تشنگی و شدت گرما کاسته شود.

هیچ گاه به دنبال گرفتن مسئولیت نبود و دیر می پذیرفت

و هنگامی که می پذیرفت از جانش مایه می گذاشت.

همیشه از افراد حاضر در میدان بود.در گرمای تیر ماه و در ظهر عملیات کربلای یک،

او را در تپه های قلعه ویزان دیدم که با تنی خاک آلود ،

در حالی که عرق از سر و رویش جاری بود غوغای دیدنی بر پا کرده بود ...




جواد صراف ، فرمانده گردان شهادت لشکر 27 محمد رسول الله

در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید ....
دیدگاه · 1394/01/25 - 17:13 ·
صادق رجبی
صادق رجبی
بسم رب الشهيد







راه يزد هم بسته شد




در جبهه كه بوديم، گاهي خسته مي‌شديم و به پايان مأموريت اميد داشتيم،

اين‌كه مدتي نفس تازه كنيم و مجدداً عازم جبهه‌ها شويم.

اما بعضي اوقات، پايان دوره‌ي خدمت، مصادف مي‌شد با شروع عمليات.

آن موقع آماده‌باش مي‌دادند و همه‌ي مرخصي‌ها لغو مي‌شد

و در چنين شرايطي، بعضي از همشهري‌هاي ما مي‌گفتند

: «ديديد چه شد؟ آمديم كربلا را بگيريم، قدس را آزاد كنيم،

راه يزد خودمان هم بسته شد!»
دیدگاه · 1394/01/25 - 17:12 ·
صادق رجبی
صادق رجبی
بسم رب الشهيد







دلم خواهد دوباره پربگيرم/حديث عشق را ازسر بگيرم




دلم خواهد ميان آتـــش دل/وضــــوئي با دوچشم تر بگيرم




دعائي دارم اي يـاران عاشق/ الــــهــي كربـــلا آذر بگيرم




دلم خـواهـد كنار چاه كوفه/دوبـــاره ذكر يـا حـــيـــدر بگيرم




شــود آيا شب قدري دوباره/كــــه قـــرآن كــــربلا برسر بگيرم




دلم خواهد شب جمعه كميلي/نــشسته بين دو دلبر بگيرم




شبي پايين شش گوشه الهي/شود ذكر علي اكبر بگيرم




الهي كــربـــــلايم را دوباره/زدست ســاقــي لشگر بگيرم




كــنم اينـــقدر ناله تا كه آخر/جــــــواز كربلا زين در بگيرم
دیدگاه · 1394/01/25 - 17:10 ·
صادق رجبی
صادق رجبی
بسم رب الشهید




صلی الله علیک یا ابا عبدلله ....







مي گفت: ستاره خفت ، بر مي گردم

وقتي که سحر شکفت بر مي گردم



سر تا سر خاک جبهه رو بايد گشت

دنبال کسي که گفت : بر مي گردم




تو سرخ و سپيد مي شوي مي دانم

سيبي که رسيد مي شوي مي دانم




انگار که بو برده اي از باغ بهشت

آخر ـ تو شهيد مي شوي ـ مي دانم!




نا گاه نويدي آمد و او را برد

پرواز سپيدي آمد و او را برد




هر بار که رفت با شهيدي برگشت

اين بار ـ شهيدي آمد و او را برد!
دیدگاه · 1394/01/25 - 17:09 ·
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15